متنی که گذاشتم زیاده ولی خدایی ارزششو داره تا آخرش بخونین
مدتي زیادی هست كه بحث مذاكره با امريكا به ميان آمده.....
عكس العمل هاي متفاوتي در داخل كشور ديدم كه بعضاً قابل پيش بيني و بعضاً نااميد كننده بودند.
در كل هيچ برخورد اميدوار كننده اي ديده نشد!
اين عكس العمل ها را به سه دسته تقسيم كرده و براي هر كدام توضيح و تفصيلي خاص نوشته بودم!
اما حضرت آقا پيش دستي كردند! و متن پست بنده را ناخوانده، لو دادند!
از زماني كه اين پيشنهاد (مذاكره با امريكا) حالت رسمي بخود گرفته، دولت احمدي نژاد بصورت "رگباري" مورد هجمه ي سنگين آتش دوست و دشمن قرار گرفت.
و اما داستان از چه قرار بود؟
بعد از ماه ها تقاضاهاي "غير رسمي" دولت امريكا و غرب، و تقاضاهاي "رسمي" دولت عراق، دولت احمدي نژاد اين امر را منوط به درخواست "رسمي" دولت امريكا از ايران نمود (واقفيد كه اين امر از لحاظ سياسي،تحقير بي قيد و شرط براي امريكائيان بود)
امريكا نيز بعد از دلايل بي شماري كه ذكر آنها كسل كننده است، از طريق دفتر حفاظت منافع خود در تهران (سفارت سوئيس) يك "تقاضا" نامه ي رسمي ارسال كرد.
دولت ايران نيز اين درخواست رسمي را قبول كرد.
در مورد عكس العمل هاي اصلاح طلبان، نظري ندارم چون عقايد،افكار و آرمان ها ي ايشان در عمل اثبات شده است، پس بهتر است وقت خود را بيهوده هدر ندهيم!
ولي آقايون اصولگرا(كه متأسفانه گاه و بيگاه احمدي نژاد را از خود مي دانند!!!) چه برخوردي داشتند؟!
متأسفانه ديديم كه طي فقط 5روز، تمامي رسانه ها و مطبوعات اصولگرا آتش سنگين خود را بر سر احمدي نژاد فرو ريختند كه:
"ايها الناس، احمدي نژاد از آرمانهاي امام(ره) دور شده و بر خلاف اصول اساسي ج.ا.ا حركت كرده است!!!"
(براي نمونه به سايت عدالتخانه رفته و ليست بزرگي از بيانيه هاي محافل مختلف را در مخالفت با مذاكره با امريكا در چند روز گذشته، مرور كنيد)
من در روزهاي نخست اين "آتش باري دوستان!" متحير و دچار لكنت زبان شده بودم و با خود دلايل اين برخورد متحيرالعقول كننده را بررسي مي كردم كه به سؤال هاي زير در ذهنم دور باطل مي زد:
1- آيا اين آقايان دوست احمدي نژاد هستند و يا دشمن؟!
2- يا نكند خدايي ناكرده نقطه ضعفي در كار هست كه ايشان مانع از مذاكره مي شوند؟!
3- يا به قول معروف "نان اين عزيزان در بحران " مي باشد؟!
4- و يا از امريكائيان سياست "فرار به جلو" آموخته اند؟!
5- و يا بلد نيستند صحبت كنند؟!
6- و يا شايدم دچار بد فهمي از آموزه هاي ديني و يا آرمان هاي امام(ره) شده اند!
................................
براي اين سؤال ها و يا هر سؤالي از اين دست، جوابي در ذهن دارم و سعي مي كنم نكاتي چند را تذكر دهم.
اما كه ايكاش ميشد با اين عزيزان رو در رو مناظره كرد.
ولي به هر روي پاسخ خود را در اين وبنگاشت گذارده، شايد.....
دوستان و عزيزان "اصولگرا!" و اي پيروان راه امام !
حضرت آقا جواب شما را تا حد بسیار قابل قبولي دادند اما بهتر است كه مخيله ي مبارك را بيشتر به كار انداخته و بدانيد(بترتيب سؤالهاي فوق بخوانيد):
1- طي 3سال ثابت كرده ايد كه در بهترين حالت، دوستي شما با دولت احمدي نژاد، مضرتر از دوستي خاله خرسه بوده!
2- خوشبختانه تيم مذاكره كننده، ضعفي در كارنامه ي خويش نداشته و تنها نماينده ي با لياقت ملت ايران محسوب ميشود، پس "حرص" بيخود موجب كوتاهي عمر شماست!
3- ديگر دوره ي تمايلات حزبي به پايان رسيده و "مهم" منافع ملي ايرانيان است و نه امتيازات گروهي شما!
4- امريكائيان كارهاي بهتري نيز براي "آموختن" دارند كه مي توانيد از ايشان بياموزيد و نه فقط سياست هاي بي محتوا.
5- قرار نيست شما شخص مذاكره كننده باشيد كه، زمانه عوض شده و امروزه شخص ديگري رئيس دولت است.
6- اين گزينه توضيح مفصلي دارد:
آقايان و بانوان پيله هاي دور خود را باز كنيد و كمي از واقعيات اطراف خود را به نظاره بنشينيد.
شما و ما نيك مي دانيد و مي دانيم كه چه امروز و چه فردا و چه...ديگر ايران و امريكا با يكديگر پاي ميز مذاكره خواهند نشست و گفتگو خواهند كرد. پس چه بهتر كه اين امر بدست يك فرد معتمد و قابل اعتماد در دفاع از اصول ملي ايرانيان انجام شود.
برخلاف تصور شما يك مذاكره ي مقتدر و دقيق بين ايران و امريكا نه تنها برخلاف تعاليم دين اسلام، بلكه يك امر ميمون و لازم براي هر دو ملت و كاملاً مطابق تمامي اصول ارزشي ما مي باشد.
در هيچ كجاي آموزه هاي ديني خود سخني از عزلت و فرار از احقاق حقوق نخواهيد ديد. پيامبر مهرباني، محمد(ص) با تمامي مخالفان و حتي دشمنان خود مذاكره و مناظره داشت و عقايد خود را براي ايشان تشريح مي نمود. نمونه ي صلح حديبيه از همين دست بوده كه طي آن پيامبر با دسته اي از سرسخت ترين دشمنان خود از اقسام يهودي و مسيحي پا به پا مذاكره و مناظره نمود.
آقايان و بانوان دانشمند حتي در بدترين حالت ما شاهد امضاي پيمان نامه ي صلح بين امام حسن مجتبي(ع) و معاويه ي سفاك بوديم.
آيا اصول انقلاب اسلامي (به زعم شما)، فراتر از آموزه هاي دين اسلام است؟!
كمي چشمان خود را باز كنيد:
امروز معاويه ي زمان در موضع ضعف قرار گرفته و از ايران "خواهش" مي كند كه با او به رايزني بپردازد.
· از دول ديگر عاجزانه مي خواهد كه ايران را به اين امر ترغيب نمايند.
· در دو باتلاق بزرگ در خاورميانه و چند منجلاب عظيم تر در سراسر جهان دست و پا مي زند.
· در داخل كشور خويش دچار گسست هاي اجتماعي اقتصادي و سياسي فراواني شده است.
· حمايت افكار عمومي جهان را كه با واقعه ي ساختگي 11سپتامبر متوجه خويش نموده بود، از دست داده است.
· نزديكترين حامي خود (بلر)را از دست داد(ملوانان انگلیسی)
· رسوائي هاي پي در پي در سنا،كنگره،پنتاگون، سيا و حتي بانك جهاني، گريبانگير دولت وقت امريكا شده است.
و اما در طرف ديگر مذاكره:
- اقتدار دولت امروز ايران، مرزهاي جغرافيايي را درنورديده و به سرتاسر منطقه وسعت يافته.
- با كمال اقتدار 15 ملوان متجاوز انگليسي را بازداشت مي كند بطوريكه نتنها كسي جرأت تهديد ايران را به خود راه نمي دهد بلكه منجر به بازبيني نقشه ديده باني نيروهاي بيگانه در منطقه مي شود!
- در پاسخ به تحركات نظامي امريكا در منطقه، مانور نظامي وسيعي به پا كرده كه همگان در
بحت و حيرت فرو مي روند.
- اوضاع لبنان و فلسطين در كنترل ايران و اوضاع عراق و افغانستان متأثر از تحركات ايران است.
- امريكاي لاتين در ابتداي راه اتحاد بي مثالي به رهبري ايران و ونزوئلا و دور شدن مفرط از امريكا هستند.
- از لحاظ علمي ايران جايگاه اول منطقه را كسب و راه را براي كسب قدرت مطلق نظامي گشوده است.
- ايران با موفقيت در دانش هسته اي، سلول هاي بنيادين، درمان نازايي و پيوند اعضاء داراي رتبه ي اول علمي در منطقه و جزء 10كشور برتر دنيا شده است.
- طبق اذعان بانك جهاني، سرمايه گذاري خارجي در ايران برغم جوسازي هاي موجود و تحريم هاي سازمان بين اللمل، رشدي 100درصدي را تجربه مي كند!
- از نظر آموزش، ايران با آمار 84درصدي حائز رتبه ي اول در منطقه شده.
- افكار عمومي جهان اسلام،حمايت بي چون و چرايي را از ايران آغاز كرده است.
- و خيلي ديگر از مطالب كه مجال بازگو كردن نيست....
آيا مذاكره در اين شرايط دور شدن از اصول انقلاب است؟!
امام(ره) چه گفت؟!
ايشان فرمودند:
"مذاكره ي ايران و امريكا مانند رابطه گرگ و ميش است"
امام اين حرف را در دهه ي اول انقلاب فرموده و كاملاً بجا و درخور زمان بود.
اما آيا اين حرف به معني صحبت نكردن مادام العمر ايران و امريكا بوده؟!
آيا اين حرف به معني اينست كه با وجود شرايط بي مثال امروز ايران كه اقتداري بي چون و چرا دارد، مذاكره با امريكايي كه نقش يك ميشه فربه گرفتار در باتلاق و ايران نقش يك سلطان بي چون چرا را در محيط اطراف آن بخود گرفته، ممنوع است؟!
نه! شما انگار "مقتضيات زمان" را از ادبيات خود حذف نموده و "هيجانات بي دليل" را جايگزين كرده ايد.
اينگونه بيانيه هاي تند و تيز و آرمان گرايانه از محافل دانشجويي عجيب نيست. چرا كه لازمه ي جواني، شور و هيجان بوده و خواهد بود اما آقايون حزب الله شما كه دستي بر آتش داشته و به قواعد بازي آگاه شده ايد، چرا؟!
سيد حسن نصر الله، كه شهامت و تدبر يك شيعه ي واقعي تمام و كمال را در خود يكجا جمع كرده اند، در نطق خويش به صراحت اعلام كردند من از بدشانسي هاي اولمرت، حالوتس و پرتز خوشحال نمي شوم!!
آيا دليل اين اقرار شجاعانه را مي دانيد؟!
اگر نمي دانيد بخوانيد:
سيد حسن، در خود ضعفي احساس نمي كند كه با اعلام اين حرف، خللي در اعتقاد و رويه ي موجود خويش وارد شود. چون اعتقاد ايشان راسخ و پذيرفته شده با همه ي وجود بوده پس ابايي از اعلام ديدگاه خويش -حتي اگر نظر مثبتي در رابطه با رژيم اشغالگر قدس كه خوي متجاوزكارانه و خونخوارش را چشيده اند، باشد- ندارند.
من به عنوان يك شهروند ايراني باصراحت تمام اعلام مي كنم كه امروز، دولت احمدي نژاد، لايق ترين افراد و زمان، شايسته ترين زمان ممكن براي مذاكره با امريكايي ها مي باشد.
عزيزان اصولگرا بياد داشته باشيد كه در زمان خاتمي نامه اي از سوي ايران به امريكا رفت كه غرور ملي ما خدشه دار شد. در آن نامه ايران متعهد به دست كشيدن از آرمان هاي ملي و ديني خود در ازاي رابطه اي تحقير شده با امريكا شده بود!!!!!!!
من و شما بي خبر از اين ماجرا بوديم. اما به لطف ناشي گري بوش در آن زمان، خداي متعال اين "عفت بر باد رفته" را به ما بازگرداند وگرنه امروز همان ميش طعمه ي گرگ شده بوديم.
پس تا شرايطي مشابه تكرار نشده، اجازه دهيد شخصي همچون احمدي نژاد كه به عينه اثبات كرده فرزند حقيقي ايران و امام(ره) بوده، اين امر خطير را به سرمنزل مقصود برساند.
(اين نوشته چكيده ي مطلب اصلي من بود!)

